خرید بک لینک

امشب حالم بدتر از شبهای هراس بیمارستان است شبهایی که درد میکشیدم و مسکنها کارگر نبود شبهای تنها در خانه و انگیزه خودکشی امشب از همیشه بدترم مثل روزها وشبهای بعد از المپیادم آنوقتها که کثافت از درونم بالا میزد جایی هم نیست که بتوانم از دست خودم فرار کنم از خودم بدم میآید و نمیتوانم از خودم دور شوم کاش بمیرم قبل از آنکه دوباره کثافتهای این چاه بالا بزند یا کاش مرده بودم قبل از اینکه مثل امشبی را تا این ساعت گریه کرده باشم

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:15

خب مثل اینکه در نظرم همهچیز زیبایی خودش رو از دست داده حتی اونچه که آخرینش بود؛ عشق و آخرین سنگر

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:15

امروز در یک اتاق دیگر از دفتر مشاورهاش به یک تست که حدودا پنجاه دقیقه و کل وقت مشاورهام را گرفت و شامل ۲۴۲ سوال میشد جواب دادم به اضافه یکسری سوالها که خودش میپرسید سوالاتی که اصلا خوشایند نبود ول

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:15

خیلی کدر بودم نمیتونستم از اون احوالهای مدام خوابیدن و بیرون نیامدن از تخت و ناامیدی مفرط همراه با آبغوره و تف و لعنت به زندگی بیرون بیام که یکدفعه خیلی ناگهانی و از سر اقبال قرار شد توی یکی از فرهن

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:15

انگار همین دیروز بود غدیر ۹۵ و حالا آخرین روزهای تابستان ۹۸نمیدونم که چطور قراره کنار بیام با نداشتن چیزهایی که میخوام با هرگز نداشتن چیزهایی که میخوام و با تبدیل نشدن به آدمی که میخواستم ؛ کسی

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:15

به امیر و پریسا میگفتم کاش وقتی ضربهای به خودم میزنم فورا و بیدرنگ به مجازات آسیبی که به خودم وارد کردم یک ضربه سختتر بخورم من اینطورم! یعنی اغلب اوقات اینطور بودم و حالا بیشتر از همیشه نیاز دارم

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:15

صفحه بندی