امشب حالم بدتر از شبهای هراس بیمارستان است شبهایی که درد میکشیدم و مسکنها کارگر نبود شبهای تنها در خانه و انگیزه خودکشی امشب از همیشه بدترم مثل روزها وشبهای بعد از المپیادم آنوقتها که کثافت از درونم بالا میزد جایی هم نیست که بتوانم از دست خودم فرار کنم از خودم بدم میآید و نمیتوانم از خودم دور شوم کاش بمیرم قبل از آنکه دوباره کثافتهای این چاه بالا بزند یا کاش مرده بودم قبل از اینکه مثل امشبی را تا این ساعت گریه کرده باشم
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری
خب مثل اینکه در نظرم همهچیز زیبایی خودش رو از دست داده حتی اونچه که آخرینش بود؛ عشق و آخرین سنگر
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری